تبليغاتX
دوکـوهـــــــــه عاشـــــقان
دوکـوهـــــــــه عاشـــــقان
در باره ي ما

پیوندهای روزانه

لوگوی دوستان

طراح قالب

تبلیغات



اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها
ماهيانه 1,000,000 تومان درآمد كسب كنيد

آخرین مطالب

موضوعات

پیوندها

آرشیو مطالب

نويسنده وبلاگ

آمار وبلاگ من :

کدهای جاوا

[بوسه گاه امام حسين (ع)]

چشم­هايش از شادي مي­درخشيد.

دستم را ميان دستانش گرفت و گفت: ديشب خواب امام حسين (عليه السلام) را ديدم که سوار بر مرکب به طرف مهران مي­آمد. وقتي به مقرّمان رسيدند پياده شد و بازوي بچه­ هاي گردان را بوسيد. يک دفعه بين بچه ­ها غوغايي شد. در آن لحظه آقا به طرفم آمد و مرا در آغوش گرفت و اين بازويم را بوسيد. سپس دست مبارکش را به طرف من آورد و مهري را در دستم قرار داد و فرمود: «محسن جان، به پاداش شرکت در آزادي مهران اين تربت را به تو مي­دهم». خواب محسن عاشوري پس از گذشت ساعتي از عمليات تعبير شد. بالاي سرش رفتم، ديگر آرام گرفته بود. با صورتم دستش را لمس کردم. لباس او غرق خون بود. با نگاهم زخم­هايش را جستجو کردم. به بازويش که رسيدم مبهوت ماندم. ترکش به بازويش خورده بود و از آنجا به قلبش. همان بازويي که امام حسين (عليه السلام) با بوسه­اي متبرّک کرده بود.

شهدا در قهقه مستانه عند ربهم يرزقونند...




نظر دهيد| لينک ثابت