تبليغاتX
دوکـوهـــــــــه عاشـــــقان
دوکـوهـــــــــه عاشـــــقان
در باره ي ما

پیوندهای روزانه

لوگوی دوستان

طراح قالب

تبلیغات



اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها
ماهيانه 1,000,000 تومان درآمد كسب كنيد

آخرین مطالب

موضوعات

پیوندها

آرشیو مطالب

نويسنده وبلاگ

آمار وبلاگ من :

کدهای جاوا

[شناخت مهدی (عج) از زبان خودشان]

 

قوله (ع)  فی وصف نفسه :

اَنَا المَهدِیُّ ، اَنَا قائِمُ الزَّمانِ ، اَنَا الَّذی اَملَاُها عَدلاً کَما مُلِئَت جَوراً .

سخن آن حضرت (ع) در توصیف خود  :

منم مهدی ، منم قائم ، منم آنکه زمین را از عدالت پر گرداند ، همانگونه که از ستم لبریز شده باشد .

قوله (ع) فی انّ الله معهم :

اِنَّ اللهَ مَعَنا ، فَلا فاقَهَ بِنا اِلی غَیرِهِ ، وَ الحَقُّ مَعَنا فَلَن یُوحِشَنا مَن قَعَدَ عَنّا .

                

سخن آن حضرت (ع) در اینکه خدا با آنان است :

خدا با ماست ، و با بودن او نیازی به دیگری نداریم و حق با ماست ، و از اینکه کسی از ما روی گرداند ترس و وحشتی نداریم .

قوله (ع) فی انَّ الحق معهم و فیهم :

وَلیَعلَمُوا اَنَّ مَعَنا وَ فینا ، وَ لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا اِلّا کَذّابٌ مُفتَرٌ ، وَلا یَدَّعیهِ غَیرُنا اِلّا ضالٌّ غَوِیٌّ .

سخن آن حضرت (ع) در اینکه حق با آنان و در آنان است :

و باید بدانند که براستی حق با ما و نزد ماست و غیر از ما هر کسی این سخن را بگوید دروغگو و تهمت زننده می باشد و جز گمراه و گمراه کننده غیر از ما کسی ادعای آن را نمی کند .




نظر دهيد| لينک ثابت



[عکس های گرافیکی امام حسین]

بروی عکس ها کلیک کنید وسایز بزرگ عکس را تماشا کنید





نظر (3)| لينک ثابت



[تأثیرات موسیقی در وجود انسان]

برگرفته از کتاب مبانی فقهی ، روانی موسیقی  علامه محمد تقی جعفری ( ره)

تأثیرات شوم موسیقی در وجود انسان

1-     ایجاد عدم تعاون و توازن اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک

2-     کوتاهی عمر

3-     مرض مانی (manie) (نوعی جنون)

4-     مرض پارانویا (paranoia)  (نوعی مرض روحی، که شخص ادعاهای بی مورد کرده و خود را شریف تر و بالاتر از همه می داند.)

5-     مرض سیکلوتمی (Cyclotomie)  (نوعی بیماری روانی که شخص گاهی می خندد و گاهی گرفته و غمگین شده از خود ترشرویی نشان می دهد.)

6-     ضعف اعصاب

7-     اختلالات دماغی (اغتشاشات مغزی، هیجانات روحی)

8-     تأثیرات قلبی

9-     واسطه انتحاری و خودکشی

10- بیماری فشار خون

11- عامل فحشاء

12- تضعیف و تضییع حس شنوائی (سامعه)

13- تضعیف و تضییع حس بینایی (باصره)

14- هیجان

15- سلب اراده و شکست شخصیت

16- سلب غیرت

17- عامل جنایت

18- جلب توجه غیر طبیعی

19- از دست دادن نیروی فکری و امتیازات بشری

20- تضییع نیروی قضاوت

21- افسردگی و خمودگی

22- تهییج شهوت

23- شکست عمر وجوان مرگی

24- زنجیر بردگی

25- کار لغو

26- اتلاف وقت




نظر (5)| لينک ثابت



[تا به کی اسیر دنیا]

پس کی دست از گناه بر می داریم

 کی دست از هوا پرستی برمی داریم

کی این مال دنیای فانی رو رها می کنیم

کی از لذت های دنیای فانی سیر میشم

تا به حال فکر کردیم آقمون کجاست چرا نمیاد

ببخشید یادم نبود دیگه هوشی نمونده که بخوایم فکر کنیم

شیطان نفس شیطان هوس همه چی مون رو گرفته

شده داد بزنیم مریضیم، مریض گناه

نه، زشته آخه میگن دیوونه شده

شده نزر کنیم واسه بخشش گناهانمون

نه بابا! می خندن بهمون

بگذریم نزر مولا تاحالا کردیم

شده واسه سلامتی و فرجش

چندتا بچه یتیم رو سیر کنیم

نه، پول مون کجابود!

آخه پول مون فقط واسه

خوش گذرانی با روفقاست

خریدن گرانترین  پوشاک

اونهم جلف ترین و (اسپرت)

دنیا خوب یاد داره اسیر کنه

خدا عاقبت مون رو ختم بخیر کنه




نظر دهيد| لينک ثابت



[غریب زمان]

. . . آري همان دم ، لحظه پرواز قلبم ، از ميان خاک ، به مقصد نور بود .

وقتي که به مهماني خاک مي رويم ، همه ، کفشهايمان را تميز مي کنيم ، حالا که براه آسماني مي رويم ، چرا با کفش هاي پاکيزه نرويم ؟! و تو ديدي که ميزبان ما ، براي ميهماناني خاکي چون ما ، چه زيبا ، خانه گلي خود را آراسته بود ، اما براي تو ، اي مهمان عزيز آسماني ، چه کرده ايم . . . ؟! و من امروز ، از خودم مي پرسم : غبار از خانه دل زدوده اي تا ميهمان آسماني ات از راه برسد ؟ بگو فرش احساس را گسترده اي بر همان ايوان زميني قلبت ؟ راه آسماني را بايد هموار کنيم ، اگر ميهمان آسماني طلب مي کنيم . وقتي که به آسمان نگاه مي کنم ، هيبتي نوراني مي بينم که بسوي خاک مي آيد . ذره ذرة وجودم ، صداي پايت را مي شنود . آقاي من ! چه کنم که هيچ کس را ياراي ايستادگي در مقابل عقربه هاي شتابان نيست . اما لحظه آمدنت بدست ماست ، ما که ادعا مي کنيم منتظرت هستيم . . . و چه سخت مي شود اگر ادعاي ما تهي شود از غم فراق تو . . . و چه پوچ مي شود ادعايي که در آن نباشد ، شور رسيدن به رکابت . هر صبح ، فرياد : " اللهم بلغ مولانا الهادي المهدي القائم بامرک " ، فضاي اتاق حقيرم را سرشار مي سازد . از همان شوري که بايد گامهاي قلمم را باز دارد از ايستادن " اللهم اني اجدد له في صبيحه يومي هذا و ما عشت من ايامي ، عهداً و عقداً و بيعتاً في عنقي " از درونم جوشيدن مي گيرد و چه خوش مي گدازد قلبم ، در عطش رسيدن ، آن دم که دلم فرياد مي زند : " لا احول عنها و لا ازول ابداً " . دست بر دعا برمي دارم و زمزمه ام فرياد مي شود : " اللهم اجعلني من انصاره و اعوانه و . . . " و اشک مي شود . ادامة دعاي من .

مي دانم که به فرياد من مي رسي ، روزي که زمزمه اي ضعيف ، برايم با مرگ برابر مي شود . وقتي که فريادم از درون پرالتهابم مي جوشد که : " اللهم ارني الطلعه الرشيده والغره الحميده . . . " و در آن دم که اشک امان از کفم مي ربايد . از خدا تو را طلب مي کنم ، باز هم : " اکحل ناظري بنظره مني اليه " اشکم ، ره زلال عشق آسماني حق را مي جويد ، و آن عشق ، تو هستي که " انهم يرونک بعيداً و نراک قريبا " .

. . . و ما ، منتظران خاکي تو ، اي مهمان آسماني ، تو را قريب مي بينيم و حضورت را ، ما ، به دعاي سحرگاه خود دلخوشيم که با زبان زميني از خداي بزرگ آسماني ، " عجل لوليه الفرج " را طلب مي کند . . . غبار سرگردان جاده انتظار تو .

زهرا حميدي




نظر دهيد| لينک ثابت